ابراهيم عاملي ( موثق )

225

تفسير عاملي ( فارسي )

بفر وصال مولى رسيدند . گر من بمرم مرا مگوئيد كه مرد كو مرده بد و زنده شد و دوست ببرد زنده اوست كه بدوست زنده است نه بجان هر كه بدوست زنده شد او است زنده‌ى جاودان . پير طريقت گفت : هر كه شغل وى توئى شغلش كى بسر شود ؟ هر كه به تو زنده است هرگز كى بميرد ؟ جان در تن گر از تو محروم ماند چون مرده‌ى زندانى است زنده اوست بحقيقت كش با تو زندگانيست آفرين خداى بر آن كشتگان باد كه ملك مىگويد : ( زندگان ايشانند ) . * ( وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ ) * - الى آخر - 155 فخر : مقصود از خوف ترس مسلمين بوده است از هجوم اعراب بر مدينه و جوع سختى مسلمين در سالهاى اوّل هجرت بوده است كه ابو الهيثم نقل كرده است : روزى پيغمبر در گذرگاه خود با ابو بكر ملاقات كرد فرمود : براى چه از خانه بيرون شدى ؟ عرض كرد براى گرسنگى فرمود من را هم گرسنگى از خانه بيرون كرد . عارفى گفته است : مطالبات غيبى از انسان يا مال است يا جان است يا خويشاوندان است يا دل و روح است . پس اگر كسى در برابر مطالبه‌ى جان تسليم شد از درجات عاليه‌ى آن عالم بهره‌مند خواهد شد . و آنكه در برابر مطالبه‌ى خويشاوندان و رفتن آنها صبر كند براى او بهتر از رفتگان پيدا خواهد شد و آنكه دل و روح خود را تسليم كرد از مقام وصول بهره‌مند خواهد بود كه پيوسته با قرب به حق است و از خويش غافل نيست و در انجام وظائف خود كوتاهى نمىكند . مجمع : براى گرفتارىهاى انسان كه در آيه نام برده است دو مناسبت گفته‌اند : اوّل - آنهائيكه بعد از پيغمبر و يارانش بگرفتاريها دچار مىشوند ناراحت نباشند چون گرفتاريهاى آنها موجب تسلاى دل ديگران است . دوّم - چون مخالفين آنها را مى بينند كه با كمال سختى و ابتلا بردبارى و شكيبائى دارند و نيروى مقاومتشان كم نمىشود متوجّه مىشوند كه اينجور مقاومت مولود ايمان و انتظار چيزهاى بهترى است و اين موجب مىشود كه آنها مايل باسلام شوند و همكارى با مسلمين .